عز الدين حسينى زنجانى
160
معيار شرك در قرآن (فارسى)
استدلال و دليل خارج شد ، بلكه مىگوييم : انتقاد كننده گمان دارد اين كارها ويژهء خداوند است و بس و متوسل شدن به غير خداوند مطلقاً شرك و از دايرهء توحيد الهى بيرون است . ازاينرو به آن بزرگوار پاسخ داديم : « موضوع نهى در توسّل و كمك خواستن در مورد عبادت كسى است كه خداوند به او چنين اذن و اجازه نداده ، يا اذن از طرف غير خداوند و نظاير چنين تعبيرات در قرآن كريم صورت گرفته است . حال اگر فرض كنيم اذنى وارد شده ، در اين صورت نه تنها موضوع نهى از بين مىرود ، بلكه خضوع و فروتنى حتّى سجده نيز جايز مىشود ؛ زيرا به امر و دستور خداوند عمل انجام شده است و چنين سجدهاى خضوع در برابر غير خداوند نمىباشد همانگونه كه امام صادق - صلوات الله عليه - چنين فرموده است . امّا اين كه عمل ، عبادت محسوب مىشود يا نه ، موضوع ديگرى است كه ان شاءالله دربارهء آن گفتوگو خواهيم كرد . امّا جواب سؤال اين است كه : عبادت و پرستش به معناى خضوع و فروتنى نمىباشد ، همانگونه كه استاد علّامه طباطبائى قدس سره در اينباره اشاره صريح دارد و مىفرمايد : عبادت خود متعدّى است ، ولى خضوع لازم است و با لام متعدّى مىشود و خضوع لازم به معناى عبوديّت است و نه خود عبوديّت و لازم چگونه مىتواند به معناى خود عبادت باشد ؟ بلكه مأخوذ از ريشهء عبد است و عبد يعنى مملوك انسان است ، يا از هر صاحب عقل و شعور كه خود را در مقام مملوكيّت خدا قرار دهد و به اين دليل است كه عبادت با استكبار و خود بزرگ بينى مغايرت پيدا مىكند و اين است تفسير استاد بزرگوار ما از مفهوم